مندرجات: 1) زندگي؛ 2) مدافع صلح؛ 3) آثار ديگر؛ 4) تأثير مارسيليو.
1. زندگي. مارسيليوي پادوايي.1 در فاصلهٴ سالهاي 1275 و 1280 در پادوا زاده شد. پسر بُنماتئو مايناردينو، دفتردار دانشگاه پادوا بود. دوست آلبرتينو موساتو، كه برخي اشعارش خطاب به مارسيليو سروده شده است. در پادوا به تحصيل طب پرداخت و به طبابت مشغول شد. امپراتور از جملهٴ بيماران او بود. او در جايي تحصيل حقوق نكرد و اينكه نوشتهاند در اورلئان حقوق ميخوانده افسانهاي بيش نيست. در سال 1312 ـ 1313 رئيس دانشگاه پاريس بود؛ در سال 1316 پاپ جديد يوحناي بيست و دوم او را كانُن كليساي جامع پادوا كرد. مدتي پس از آن، او كه در خاندان هوادار پاپ زاده شده بود، به حزب گيبليني پيوست. پس از نوشتن كتاب معروفش
مدافع صلح در سال 1324 او و مشاور فلسفياش ژان ژاندوني خود را تحت حمايت امپراتور لودويـگ باواريايي قرار دادند. يوحناي بيست و دوم در تابستان سال 1326 آنان را محكوم و سال بعد كتابشان را به تفصيل رد كرد؛ سرانجام آنان را تكفير كرد و ملحد و سردستهٴ ملحدان شناخته شدند. امپراتور كه در آغاز از تندروي آنان به هراس افتاده بود، ميخواست به نوعي از دستشان خلاص شود. ولي آنان همچنان از حمايتش برخوردار شدند و در خلع يوحناي بيست و دوم از سوي امپراتور و تاجگذاري امپراتور بهدست مردم رم در سال1328و انتخاب پاپ جديد (ناپاپ نيكولاس پنجم) از سوي مردم در همان سال، كه مورد حمايت امپراتور قرار گرفت، حضور داشتند. احتمال دارد، ولي مسلم نيست، كه امپراتور مارسيليو را سراسقف ميلان ساخته باشد. مارسيليو نزد امپراتور باقي ماند، همراهش به آلمان بازگشت، تا آنكه بنديكتوس دوازدهم، پاپ جديد امپراتور را ناچار ساخت او را در سال 1336 بهعنوان كافر و منافق از خود براند. آخرين سالهاي زندگي مارسيليو بسيار مبهم است. احتمالاً در زمستان سال 1342 ـ 1343 وفات يافت.
2. مدافع صلح. مدافع صلح را مارسيليو در 24 ژوئن سال 1324 تأليف كرد. ژان ژاندوني در تأليف اين كتاب او را ياري كرد و در سدهٴ چهاردهم كلاً او را شريك در تأليف آن ميدانستند (مثلاً هر دو با هم محكوم شدند و هر حملهاي به هر دوشان صورت ميگرفت). ولي در خود كتاب مارسيليو بهعنوان يگانه موٴلف ظاهر ميشود. امكان دارد كه ژاندون تنها مشاور فلسفي او بوده است.
مدافع صلح در زماني بحراني انتشار يافت. چون مبارزهٴ حادي ميان پاپ يوحناي بيست و دوم و امپراتور لودويگ چهارم درگرفته و امپراتور تكفير شده بود.
اين رساله به چند بند تقسيم شده: 1) دلايل منطقي (نظريهٴ دولت)؛ 2) دلايل مستخرج از